محمد موسوى بجنوردى

27

علم اصول ( فارسى )

پس امكان ندارد يك مقوله با مقولهء ديگر تغاير مفهومى داشته باشد ، اما تغاير مصداقى نداشته باشد . مقولات در همهء چيزها باهم تغاير دارند . مرحوم آخوند براى حل اختلاف بين اشاعره و اماميه به اتحاد طلب حقيقى با ارادهء حقيقى و اتحاد طلب انشائى با ارادهء انشائى معتقد شده و گفته است طلب حقيقى با ارادهء انشائى و ارادهء حقيقى با طلب انشاء مغاير است . ايشان معتقد است كه اراده منصرف به حقيقى و طلب منصرف به انشائى است . اينكه اشاعره گفته‌اند : اراده و طلب مغايرند ؛ يعنى ارادهء حقيقى مغاير با طلب انشائى است و اينكه اماميّه گفته‌اند : طلب عين اراده است ؛ يعنى طلب حقيقى عين ارادهء حقيقى ، و طلب انشائى عين ارادهء انشائى است . بدين ترتيب اختلاف بين اماميّه و اشاعره از بين مىرود . « 1 » بيان مرحوم آخوند ( ره ) بسيار عجيب است ، زيرا اشاعره صراحتا به كلام نفسى اعتقاد دارند و همچنين به تغاير اراده و طلب قائل هستند . آنان معتقدند كه اراده ، كيفيت نفسانى و طلب ، كلام نفسى است و مىگويند در اوامر امتحانيّه اراده نيست ، درحالىكه طلب هست و در اوامرى كه متوجه كفّار است طلب هست ، درحالىكه اراده نيست . پس طلب با اراده اتحاد ندارد . بعلاوه ، بيان مرحوم آخوند ( ره ) پايه و اساس محكمى ندارد . از ايشان سؤال مىكنيم منظور از طلب انشائى چيست ؟ شوق مؤكّد هست يا نيست ؟ اگر هست حقيقى است و اگرنه ، چيزى نيست .

--> ( 1 ) كفاية الاصول ، ص 87 .